آموزش امداد و کمک هاي اوليه

احیای قلبی ریوی

و مَنْ أحياها ، فَكانَما أحياءَ الناسْ جَميعا.....هر كس جان كسي را نجات دهد ، مانند اين است كه جان همه مردم را نجات داده است.

سوره مائده ، آيه 32

تاريخچه و مقدمه احياي قلبي ريوي

 تا قبل از دهه 50 تكنيكهاي اندكي از احياي قلب و ريه مدرن شناخته شده بودند .C.P.R  مدرن از دهه 60 شروع و تحقيقات براي احياء مغزي بعد از ايست قلبي از دهه 70 آغاز گشت . اين اعمال را به احياي قلبي - ريوي - مغزي يا C.P.C.R بدل نمود . اعمال ويژه درماني و احياء براي مدت طولاني كه بويژه براي بهبود نتايج بعد از احياي اورژانس لازم مي باشد ابتدا در اسكانديناوي و بالتيمور در دهه 50 آغاز شد و سپس در دهه 60 چندين گروه در سراسر جهان اين پروتكل را پذيرفته و آنرا اجرا كردند.

 نجات جان يك انسان در لحظات بحراني مرگ و زندگي ، تنها وابسته به دانش و آگاهي افراد حاضر بر بالين وي از مي باشد . اعمالي كه بايد در ثانيه هايي كه هرگز تكرار را نمي شناسند ، انجام شود. يكي از مشخصات تشخيص زمان درست انجام و قطع هر عمل و شروع اقدامات ديگر است .

 اين مشخصه به 3 اصل ويژه در علم پزشكــي اشار ه مي نمايد ، كه البته در اورژانسي ترين موقعيت پزشكي خود را به وضوح نشان مي دهند:

 1- آگاهي كامل                     2- مهارت كامل                 3- آرامش كامل

 

علایم حیاتی و ارزیابی مصدوم

!!!  قبل از شروع بحث احياي قلبي و ريوي و ارزيابي مصدوم ابتدا قصد داريم تا شما را با علايم حياتي انسان آشنا كنيم:

# تعريف علايم حياتي:

علايمي هستند كه ما را از نحوه كاركرد دستگاه هاي بدن مطلع مي سازند ، علايم خطرناك را هشدار مي دهند و كاركرد دستگاههاي عصبي ، تنفسي و گردش خون را گزارش مي دهند.

# علايم حياتي به طور عمومي شامل هفت مورد مي باشد:

1 - سطح هوشياري :  نشانگر نحوه كاركرد سيستم عصبي ( و قسمت اصلي دستگاه عصبي يعني مغز ) فرد است و ميزان هوشياري و پاسخگويي به محرك ها را نشان مي دهد. سطح هوشياري خود شامل چهار مرحله هست

الف ) مصدوم با هوشياري كامل:  اين مصدوم هوشياري كامل دارد ، يعني به سوالات شما پاسخ مي دهد و به مكان ، زمان و اطراف خود آگاهي كامل دارد.

ب) مصدوم حساس به محرك شفاهي: به علت كاهش سطح هوشياري ، فرد به طور خود به خود واكنشي ندارد و صحبت نمي كند. اما اگر او را صدا كنيد ، براي مدتي چشمان خود را باز مي كند و كوشش مي كند تا به سوالات شما پاسخ دهد و دوباره به حالت قبلي باز مي گردد.

ج) مصدوم حساس به محرك هاي دردناك: تنها در صورت اعمال محرك هاي دردناك ( مثل فشار دادن لاله گوش يا قسمت خارجي بازو ) عكس العمل نشان مي هد و محرك هاي خفيف تري مثل محرك هاي شفاهي را بي پاسخ مي گذارد.

@ اين وضعيت نيز ممكن است به دو حالت رخ دهد: پس از اين كه محرك دردناك را به مصدوم وارد كرديد مصدوم يا بدن خود را به داخل جمع مي كند يا بدن خود را به بيرون باز مي كند. در صورتي كه مصدوم پس از اعمال محرك دردناك بدن خود را به داخل جمع كرد و موقعيت تقريبي محل فشار دردناك را حس كرد از سطح هوشياري بالاتري نسبت به باز كردن بدن به بيرون برخوردار است.

د) مصدوم بي هوش : در اين حالت مصدوم حتي به محرك هاي درناك هم پاسخي نمي دهد و عكس العملي از خود نشان نمي دهد .اين حالت خطرناك تر هست و بايد مصدوم از مراقبت و كنترل بيشتري برخوردار باشد.

 2- تنفس : چون قطع تنفس باعث عدم دستيابي سلول هاي بدن و از جمله سلول هاي مغزي به اكسيژن و مرگ فرد مي گردد، بنابراين تنفس نيز از علايم حياتي به شمار مي رود. تعداد تنفس طبيعي در يك فرد بزرگسال سالم حدود 20-12 در دقيقه است كه بايد بدون صدا و منظم باشد.

3- نبض (گردش خون):  پمپاژ خون از قلب به سمت سرخرگ ها باعث ايجاد يك موج در ديواره ارتجاعي سرخرگ ها مي شود كه به آن نبض گويند. از نبض هاي اصلي بدن مي توان (كاروتيد- راديال – براكيال -فمورال ) را نام برد. تعداد نبض طبيعي در يك انسان بزرگسال سالم و در حال استراحت حدود 100-60 عدد در دقيقه است.

4-  دماي بدن:  ارزيابي درجه حرارت بدن به طور معمول توسط حرارت سنج (ترمومتر) انجام مي گردد. درجه حرارت طبيعي بدن به طور معمول 37 درجه سانتيگراد در نظر گرفته مي شود. (بين 7/36 تا7/۳۷)

- رنگ پوست:  رنگ پوست در نژاد هاي مختلف متفاوت است. رنگ پوست را عموما مي توان به صورت هاي زير بيان كرد:

- طبيعي: سفيد ،سرخ،سياه و زرد در نژادهاي مختلف.

- رنگ پريده (متمايل به سفيد): مي تواند بيانگر كاهش جريان خون باشد.

- برافروخته (متمايل به قرمز): مي تواند نشانه افزايش جريان خون باشد .

 - كبود يا سيانوز ( متمايل به آبي): بيانگر كاهش اكسيژن خون است.

 - زرد: ممكن است اشكال در كار كبد وجود داشته باشد.

 6-مردمك چشم : قطر ،تقارن و واكنش مردمك ها به نور جزء علائم حياتي است .براي مثال مردمك تنگ – گشاد و يا نامتقارن نشانه بروز اشكال در نحوه عملكرد چشم يا دستگاه عصبي مركزي است .

 7- فشار خون:  به دليل گستردگي بحث فشار خون و نياز به كار عملي با دستگاه فشار خون ، در اين جا به بيان ميزان فشار خون طبيعي فرد بسنده مي كنيم.

 فشار خون طبيعي در يك فرد بزرگسال:

@ فشارخون سيستوليك(حد اكثر) : 100  الي 140 ميلي متر جيوه.

@ فشار خون دياستوليك (حداقل) : 60 الي 90 ميلي متر جيوه.

ارزيابي مصدوم  

*  ارزيابي مصدوم به دو قسمت تقسيم مي شود:

 1- ارزيابي اوليه

 2- ارزيابي ثانويه

 الف) ارزيابي اوليه:  اولين قدم در برخورد با يك مصدوم نجات يافته به شمار مي آيد و هدف از آن ، كشت و تصحيح عوامل تهديد كننده حيات مي باشد . 

!!!  نکته: ارزيابي اوليه نبايد بيش از چند ثانيه وقت بگيرد.

! در ارزيابي اوليه عوامل تهديد كننده حيات شامل:

1- بسته شدن راه هوا 

2-ايست ضربان قلب

3-  پارگي شريانهاي بزرگ

4- برق گرفتگي و...

 * ارزيابي اوليه شامل:

الف - کنترل سطح هوشیاری (gcs)

ب - ايجاد راه هوائي باز ( airway)

ج- برقراري تنفس  (breathing)

د- جريان خون مناسب (circulation)

ه- جلوگیری از خونریزی های شدید و خطرناک(hemorrhage)

ب) ارزيابي ثانويه:  انجام يك ارزيابي منظم و جامع از كل بدن مصدوم همراه با گرفتن شرح حال را ارزيابي ثانويه مي گويند.

* ارزيابي ثانويه شامل:

1- مصاحبه و گرفتن شرح حال

 2- معاينه علائم حياتي

 3- معاينه باليني كامل از فرق سر تا نوك پا

علل ايست قلبي تنفسي

؟؟؟  چه عواملي باعث نرسيدن اكسيژن به ريه و بافتهاي بدن مي شود ؟

#  انسداد راه هوايي با :

1- زبان

2- جسم خارجي

3-  جراحات وارده به قفسه سينه موجب به هم خوردن فشار هاي داخل ريوي مي شود .

4- جراحات وارده به نخاع يا مغز ( بصل النخاع)

 5- در جريان بيماريهايي نظير :  آسم ، تورم مجاري تنفسي ، سكته قلبي ، فلج اطفال و بيماريهاي مسدود كننده راه هوائي

 6-شوك استنشاق مواد سمّي

7- تراكم بيش از حد گاز ها كه تبادل ساير گاز ها را با مشكل روبرو مي كند.

؟؟؟چه عواملي باعث توقف قلبي مي شود؟

 1- نارسايي تنفسي

 2-عدم كار آيي قلب

 3-بيماريهاي قلب و عروق

 4- خونريزي هاي شديد

 5- بيهوشي هاي عميق و طولاني

 6- مسمومیت های شدید

 7- تروماها يا ضربه هاي مستقيم به قلب

 ؟؟؟  فردي كه توقف قلبي و تنفسي مي دهد، چه علائم و نشانه هايي دارد ؟

 1- تنفس ندارد

 2- نبض ندارد

 3- رنگ بيمار تغيير مي كند. ( سيانوز)

 4- مردمك چشمها ميدرياز می شود (ديليت شدن)

 5- بيمار بيهوش مي شود .( كاهش سطح هوشياري)